محمد الريشهري

457

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

مىخورَد كه بر روى زمين ، نزد خداوند ، دينى محبوب‌تر از دينى نيست كه زمان آن ، فرا رسيده و دورانش به شما نزديك شده است . خوشا به حال آن كه صاحب آن دين را درك كند و پيروىاش نمايد و بدا به حال آن كه او را درك كند و از وى جدايى گزيند ! سپس اين ابيات را خواند : در آنان كه رفتند از نسل‌هاى نخستين * براى ما عبرت‌ها و بينش‌هاست . چون ديدم براى مرگ ، آبشخورهايى است * كه هر كه به آنها در آمد ، باز نيامد و چون ديدم قوم خود را سوى آنها * كه همى روند از خُرد و كَلان [ و ] آن كه رفت ، سوى تو باز نيامد * و از گذشتگان ، كسى نمانْد يقين كردم كه ناگزير ، من نيز * آن جا روم كه قوم رفتند . سپس پيامبر خدا فرمود : " خدا رحمت كند قُسّ بن ساعده را ! من اميدوارم كه او در روز رستاخيز ، به تنهايى به صورت يك امّت وارد شود " . 11 / 4 زيد بن عمرو بن نُفَيل « 1 » 3777 . كمال الدين به نقل از عبد الرحمان بن عبد اللّه [ بن ] حُصَين تميمى : عمربن خطّاب

--> ( 1 ) . زيد بن عمرو بن نُفَيل : پسر عموى عمر بن خطّاب است . او از بت‌پرستى روىگردان بود و از بت‌ها بد مىگفت . عمويش خطّاب ، نابخردان مكّه را عليه زيد برانگيخت و آنان را به جان او انداخت و به آزار و اذيّت وى پرداختند . پس ، زيد در غارى در كوه حِرا پناه گرفت و پنهانى به مكّه مىآمد . او در جستجوى دين به شام رفت .